مقالاتویژه

داستان کامل بازی Metro 2033 – تونل بی پایان مترو

با سلام خدمت کاربران عزیز، در این مقاله از سری مقالات داستان بازی های مختلف، میخواهیم به داستان کامل بازی Metro 2033 بپردازیم. پس با من محمد جواد برشوئی و وبسایت ویوکریتیک همراه باشید.

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان کامل بازی Metro 2033 – تونل بی پایان مترو

مقدمه؛ داستان کامل بازی Metro 2033 – تونل بی پایان مترو

حدودا یک سال قبل از انتشار بازی S.T.A.L.K.E.R.: Shadow of Chernobyl، سه تن از کارمندان شرکت GSC، آنجا را ترک کردند. آن سه نفر استودیو جدیدی با نام 4A Games را تشکیل دادند. این استودیو تازه کار در همان سال، تصمیم به ساخت اولین بازی خود با نام Metro 2033: The Last Refuge گرفت. عنوان Metro 2033 اقتباسی از کتابی با همین نام و به قلم دیمیتری گلوخوفسکی (Dmitry Glukhovsky) بود، که در سال ۲۰۰۹ روانه بازار شد. شرکت THQ بازی مترو ۲۰۳۳ را سرانجام در سال 2010 برای کنسول ایکس باکس ۳۶۰ و PC عرضه کرد، که با استقبال خوبی مواجه شد. موفقیت بازی Metro 2033، راه را برای دیگر عناوین از این سری باز کرد و بدین ترتیب عنوان مترو را تبدیل به یک سه گانه کرد، و باعث شد تا سری مترو به عنوان یکی از بهترین عناوین بلوک شرق شناخته شود.

تصویر روی جلد رمان Metro 2033

اکنون بیش از یک دهه از عرضه بازی مترو ۲۰۳۳ می گذرد. عرضه نسخه ریمستر این عنوان با پسوند Redux، باعث شد تا بازیبازان نسل هشتم هم بتوانند آن را تجربه کنند. اثری که تمرکز خود را بر روی داستان‌گویی و فضاسازی منحصر به فرد گذاشت، و از هرگونه بخش چند نفره اجتناب کرد. Metro 2033 درست همانند منبع الهامش دارای عناصر آخرالزمانی است و در تونل های زیرزمینی و شهر مسکو جریان دارد. ساخته 4A Games روایتی از دو گروه از انسان ها، طمع کارانی که برای به دست آوردن قدرت هرکاری میکنند، و دیگران که پس از فجایعی مانند انفجار اتمی، هنوز به دنبال صلح و انسانیت هستند. با اتمام این تفاصیر و توضیحات، میخواهیم به سراغ داستان کامل بازی Metro 2033 برویم. پس تا انتها همراه ما باشید.

داستان کامل بازی Metro 2033 | قسمت اول: تراژدی هسته ای

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان بازی Metro 2033 – تراژدی هسته ای آرزوها را خاکستر می کند

برای درک بهتر داستان بازی مترو ۲۰۳۳، ابتدا به اتفاقات قبل از شروع بازی می پردازیم.

توجه: قسمت اول این مقاله بدون هیچ اسپویل خاصی است. بنابراین اگر تاکنون موفق به تجربه عنوان Metro 2033 نشده اید، می توانید با خیالی آسوده این قسمت را مطالعه کنید.

در سال 2013، جنگ هسته ای زمین را ویران کرد و میلیون ها نفر را از بین برد. روسیه هم در میان کشورهای آسیب دیده بود، و شهر مسکو به مکانی متروکه تبدیل شده بود. خوشبختانه تعداد انگشت شماری از بازماندگان موفق می شوند در متروها مخفی شوند. آنها قطعات یدکی را برداشتند و قارچ ها به عنوان غذا پرورش دادند. حیواناتی مانند موش یا خرس به هیولاهای وحشتناک تبدیل شدند. به خاطر انفجار هسته ای، هوا در بسیاری از مناطق به شدت تحت تابش رادیو اکتیو قرار می گیرد و زنده ماندن در آن بدون ماسک غیرممکن است. با همین حال، جنگی دائمی بین استالینیست ها و نازی ها وجود دارد، راهزنان هم مردم بی گناه را گروگان و تدارکات را در تونل های مترو می دزدند. در همین زمان برای مقابله با این شرایط، گروه Rangers به عنوان یک نیروی حافظ صلح بی طرف در مترو تشکیل میشود.

داستان کامل بازی Metro 2033 – سرآغاز مشکلات در مترو

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان بازی Metro 2033 – قسمتی از وضعیت زندگی در مترو

در داخل مترو، غذا، آب و منابع کمیاب است که منجر به تشکیل جناح‌های مختلف می‌شود. مهمترین آنها Red Line ،Hanza و Rangers of the Order است. مترو فرسوده است و برخی از دروازه‌ها یا سوئیچ‌ها برای فعال شدن به شارژر چند طرفه نیاز دارند. سایر مناطق مترو نیز تحت تابش رادیو اکتیو و پر از آب یا زباله هستند. برخی از مناطق حاوی ناهنجاری های ماوراء طبیعی هستند که می تواند باعث آسیب روحی آن مناطقی شود. سطح شهر مسکو متروک است. هوا و آب آلوده به تشعشعات هستند و یخ و برف تقریباً تمام شهر را پوشانده است. در حالی که سطح زمین برای انسان غیرقابل سکونت است، اما بسیاری از جهش یافته ها، به ویژه Dark One ها در آن به راحتی زندگی می کنند.

برای مشاهده نمرات بازی Metro Exodus در ویوکریتیک کلیک کنید.

نمرات بازی Metro Exodus در ویوکریتیک
نمرات بازی Metro Exodus در ویوکریتیک

داستان کامل بازی Metro 2033 | قسمت دوم: به دنبال صلح

داستان کامل بازی Metro 2033 در ویوکریتیک
داستان بازی Metro 2033 – به دنبال صلح در خرابه های مسکو

و حالا نوبت به آن رسیده که خود داستان بازی مترو ۲۰۳۳ را برای شما دوستان تعریف کنیم.

توجه: قسمت دوم این مقاله، داستان بازی Metro 2033 را به طور کامل فاش میکند. بنابراین اگر تاکنون موفق به تجربه این عنوان نشده اید، از خواندن ادامه این مطلب خودداری کنید.

وقایع داستان بازی Metro 2033 در سال 2033، تقریبا 20 سال پس آغاز انفجار اتمی اتفاق می افتد. داستان به سبک روایی اول شخص، و از زبان آرتیوم (Artyom) شخصیت اصلی داستان، که بسیار مسن‌ است روایت می‌شود. او حالا سال‌ها پس از سفری بزرگ، در حال نوشتن داستان خود بر روی ماشین تحریر یا همان دستگاه تایپ قدیمی خود است.

من در مسکو به دنیا آمدم. اما من چیزی از آن زمان به یاد ندارم. من فقط یک نوزاد بودم، زمانی که دنیای قدیم در شعله های آتش هسته ای ویران شد. من به همراه چهل هزار نفر دیگر با عقب نشینی به ایستگاه های مترو در عمق شهر نجات پیدا کردیم. اکنون بیست سال گذشته است و بالا رفتن، در آغوش زمستانی بی پایان به چند روح شجاع سپرده شده بود. مترو، خانه و قلعه ما در برابر جهش‌یافته‌های کابوس‌واری بود که در تونل‌ها پرسه می‌زدند. با این حال، ما هرگز امید خود را از بازگشت به سطح زمین از دست ندادیم. اما یک روز، یک تهدید جدید ظاهر شد… و ما خود را در جنگی یافتیم تا موجودیت گونه خود را مشخص کنیم.


شروع داستان بازی Metro 2033

داستان بازی Metro 2033 – آرتیوم و میلر در راه برج به دو رنجر دیگر برخورد می کنند

Prologue یک مرحله کوتاه است که هم به عنوان آموزش و هم به عنوان شروع کننده بازی عمل می‌کند. این مرحله، اولین مرحله از داستان بازی Metro 2033 است.

آرتیوم به همراه Miller، میلر سردسته گروه رنجرها (Rangers)، راهی سطح زمین میشوند تا Dark One ها را نابود کنند. آنها پس از اینکه به سطح زمین می‌رسند، با دو رنجر دیگر که سوار ماشینی نظامی هستند ملاقات می‌کنند. اما ناگهان Watcher ها، که موجوداتی از سرده‌ی سگ‌ها هستند و به خاطر رادیواکتیو و تسلیحات شیمیایی سطح زمین به وجود آمده اند، آنها را محاصره و به آنها حمله می‌کنند. چندی نمی‌گذرد که دسته‌ای از خفاش‌های بزرگ جهش‌یافته، به نام Demons به آنها هجوم می آورند. در طول این نبرد، ماشین سرنگون می‌شود، Demon ها هر دو رنجر را می‌کشند و یکی از آنها هم به آرتیوم حمله ور می‌شود.

داستان بازی Metro 2033 – قراری بین میلر و آرتیوم

داستان بازی Metro 2033 – هانتر از سطح زمین برمیگردد و به ایستگاه Exhibition می‌آید

سپس داستان بازی به هشت روز قبل تر بازمیگردد. زمانی که آرتیوم در ایستگاه متروی خود یعنی Exhibition، از خواب بیدار می‌شود. پس از این، او و پدرخوانده اش Alex به سمت بیمارستان پایگاه خود حرکت می‌کنند. کمی بعد، آنها با Hunter، یکی دیگر از رنجرها ملاقات می‌کنند. پس بعد از ورود هانتر، موجی جدید از جهش‌یافته‌ها به نام Nosalis ها به آن محل حمله میکنند، ولی آنها جانوران را متوقف می‌کنند. در همین حین خبر میرسد که Dark One ها به پایگاه حمله کرده اند. هانتر قبل از اینکه به تنهایی برای مبارزه با آنها برود، علامت رنجری خود را از گردنش در می آورد و به آرتیوم می دهد. او به آرتیوم میگوید که اگر بازنگشت باید آن را به میلر در ایستگاه Polis بدهد و او را از این اتفاقات با خبر سازد.

فصل اول – بگذار تا سفر آغاز شود

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان کامل بازی Metro 2033 – فصل اول، بگذار تا سفر آغاز شود

هانتر دیگر بازنگشت، به همین خاطر، سفر آرتیوم به سوی Polis آغاز شد. آرتیوم به خاطر قولی که به هانتر داده بود، راهی سفری به سوی ایستگاه Riga می‌شود، تا از آنجا راهی برای رسیدن به ایستگاه Polis پیدا کند. او به پدرخوانده اش راجب هدف اصلی سفرش چیزی نمی‌گوید، تا مبادا مانع او نشود. Artyom به عنوان نگهبان سوار یک واگن دستی می‌شود تا به آنجا برسد. سرنشینان مجبور می‌شوند تا از طریق مسیری فرعی به Riga بروند. در میانه راه آنها به خاطر ظهور Anomaly (حمله روانی) بی هوش می‌شوند. ولی خوشبختانه آرتیوم زودتر بیدار می‌شود و بقیه را هم بیدار می‌کند، تا با Nosalis های داخل تونل مقابله کنند. آنها موفق به نابودی Nosalis ها می‌شوند و به ایستگاه Riga می‌رسند. هرچند که این موفقیت به قیمت جان یکی از سرنشینان تمام میشود.

Anomaly چیست؟

Anomaly یا ستاره تاریک، یک ناهنجاری و پدیده ای بسیار خطرناک است که در مترو رخ می دهد. این جسم فقط در سه مرحله از عنوان Metro 2033، یعنی Anomaly، Chase و Dark Star ظاهر می شود. این پدیده از یک گوی شناور اسرارآمیز تشکیل شده که از خود الکتریسیته ساطع میکند، و برای هر دو گروه انسان ها و جهش یافته ها خطرناک است. در مرحله Anomaly شاهد این بودیم که این رخداد تعدادی زیادی از Nosalis ها را سوزاندن و نابود کرد.

فصل دوم – بوربن

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان کامل بازی Metro 2033 – فصل دوم، بوربن

آرتیوم پس از رسیدن به ایستگاه کناری یعنی Riga، متوجه می‌شود که این ایستگاه به خاطر پدیده Anomaly و حضور راهزنان در تونل های اطراف، تحت کنترل امنیتی است. یعنی اینکه او باید راه دیگری را برای خروج از این ایستگاه پیدا کند. او در همین حین با یک یک قاچاقچی به نام بوربن (Bourbon)، ملاقات میکند. بوربن به آرتیوم پیشنهاد می‌دهد که اگر به او کمک کند تا به سلامت از راه های فرعی و تونل های مخوف به ایستگاه Dry برسد، اسلحه کلاشلینکف خود را به او خواهد داد. آرتیوم چون راه دیگری ندارد، پیشنهاد او را قبول میکند و با او همسفر می‌شود. آنها پس از سفری خطرناک در متروهای تاریک و سطح زمین سرانجام به ایستگاه Dry می رسند.

فصل سوم – خان

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان کامل بازی Metro 2033 – فصل سوم، خان

پس از ورود به ایستگاه Dry، راهزنان بوربن را گروگان می گیرند چرا که این ایستگاه تحت کنترل آنان است. آرتیوم قصد نجات بوربن را دارد. اما بوربن و رئيس راهزنان هر دو، در تبادل آتش کشته می شوند. بعد از این اتفاق خان (Khan) از دریچه بالای سقف وارد اتاق می شود. او مانند هانتز یک رنجر است و از این به بعد آرتیوم را همراهی میکند. خان، آرتیوم را در گذر از خطرناک ترین قسمت های مترو راهنمایی می کند و نکات لازم در مورد ناهنجاری ها، پدیده‌های ناشناخته و همچنین ارواح را به او می گوید. او به آرتیوم می گوید که باید بدون او به اسلحه خانه برود و با دوست او، اندرو بلک اسمیت (Andrew the Blacksmith) دیدار کند.

داستان بازی Metro 2033 – ملاقات با Andrew the Blacksmith

آرتیوم موفق می شود که به اسلحه خانه برسد. اما چندی پس از ورود او، سربازان کمونیست تصمیم به زندانی کردنش می گیرند. اما او موفق میشود به کمک مردی ناشناس فرار کند. در همان لحظه که آرتیوم در حال فرار از دست آنهاست از بالای پل سقوط میکند، اما از شانس خوبش اندرو بلک اسمیت او را پیدا و از دست سربازان مخفی میکند. آرتیوم تمام ماجرا را برای اندرو تعریف میکند. سپس اندرو او را از اسلحه خانه خارج میکند و برای رسیدن به مقصدش یعنی Polis او را به صورت مخفیانه و قاچاقی به خط مقدم نبرد بین نازی ها و کمونیست ها می فرستد.

فصل چهارم – جنگ

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان کامل بازی Metro 2033 – فصل چهارم، جنگ

آرتیوم که حالا به صورت مخفیانه وارد خط مقدم نبرد شده، مجبور است تا راه خود را از خط مقدم باز کند و با هر دو گروه نازی ها و کمونیست ها بجنگد. در انتهای این راه، دو سرباز نازی او را بی هوش و زندانی میکنند. آن دو قصد دارند تا آرتیوم را اعدام کنند، اما اولمن (Ulman) و پاول (Pavel) که هر دو رنجر هستند، نازی ها را غافل گیر و آنها را میکشند. بدین ترتیب آرتیوم از این مخمصه نجات پیدا می کند. او سپس علامت رنجری هانتر را به این دو نشان میدهد. اولمن به پاول میگوید که باید ارتیوم را به ایستگاه Polis و نزد میلر ببرد و او نیز بعدا به آنها ملحق خواهد شد. پس پاول و آرتیوم به سوی ایستگاه Polis به راه می افتند.

داستان بازی Metro 2033 – از خط مقدم تا ایستگاه Polis

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان بازی Metro 2033 – از خط مقدم تا ایستگاه Polis

پاول و ارتیوم به کمک یکی از ماشین های نظامی سعی می کنند تا خود را به جای تامین کننده مهمات نازی ها جا بزنند و از دست آنان فرار کنند. اما لو میروند و نازی ها با ماشین های نظامی و تانک های خود به دنبال آنها می روند. بعد از فراری موفقیت آمیز، آن دو به انبار قطارهای متروکه میرسند، ولی صدها Nosalis به آنها حمله ور می شوند. در این میان پاول کشته میشود و آرتیوم به سختی فرار می کند. آرتیوم تنها به ایستگاه Hole میرسد و با افراد این ایستگاه در برابر Nosalis ها مقاومت می کند. او سپس پسر بچه ای که عمویش توسط یک Nosalis کشته شده را نجات میدهد. Artyom دوباره به سطح زمین بازمیگردد و وارد مقرر نازی ها به نام Black Station میشود، او در آنجا دوباره با اولمن دیدار می کند و با هم راهی ایستگاه Polis می شوند.

فصل پنجم – امید

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان بازی Metro 2033 – آرتیوم و اولمن در حال ورود به ایستگاه Polis

آرتیوم وقتی به Polis میرسد، علامت رنجری هانتر را به میلر می دهد و او را از سرنوشتش و خطر Dark One ها آگاه میسازد. آنها برای جلب کمک شورای Polis، جلسه ای ترتیب و پیش آنها می روند. اما این شورا به خاطر کمبود مهمات و منابع، و نیاز به اینها برای جنگ با نازی ها، این درخواست را رد می کنند. با این اتفاق، آرتیوم امید خود را تا حد زیادی از دست می دهد. اما میلر اعلام میکند که او برخلاف شورا، تمام تلاش خود را برای نابودی Dark One ها و نجات مترو انجام میدهد. با این سخنان، امید دوباره در دل آرتیوم زنده میشود. میلر سپس از یک نیروگاه نظامی متروکه با نام D6 صحبت می کند، که میتوان از آن برای نابودی Dark One ها استفاده کرد. به همین خاطر آرتیوم برای پیدا کردن اسناد D6 باید به کتابخانه دولتی مسکو برود.

داستان بازی Metro 2033 – جستجو برای یافتن D6

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان کامل بازی Metro 2033 – جستجو برای یافتن D6

میلر، آرتیوم و یک رنجر دیگر یعنی Danila برای پیدا کردن اسناد D6 به کتابخانه میروند. اما یکی از Demon ها در میانه راه دنیلا را زخمی می کند. میلر قبل از رفتن، آرتیوم را از موجود خطرناک درون کتابخانه با نام Librarian آگاه می کند. بدین ترتیب میلر و دنیلا برمیگردند، و آرتیوم باید به تنهایی اسناد پایگاه D6 را پیدا کند. آرتیوم در کتابخانه با Librarian رو به رو می شود، ولی به لطف گفته های میلر از دستش فرار میکند و اسناد D6 را به دست می آورد. با خروج آرتیوم از کتابخانه، میلر و Stephan با یک ماشین زرهی ظاهر میشوند، و به Sparta (اولین پایگاه روی سطح زمین رنجرها) می روند. آرتیوم در آنجا دوباره با خان ملاقات میکند. او سپس با رنجر های دیگر با نام های Boris و Vladimir آشنا میشود، و با یکدیگر به سمت D6 حرکت میکنند.

فصل ششم – پایگاه D6

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان بازی Metro 2033 – رنجرها در حال ورود به طبقات بالایی D6

در مسیر حرکت به D6، آرتیوم رویای عجیبی میبیند. رویایی که در آن یک تکاور و یکی از موجودات تاریکی، در حال اعلام پیام صلح و حرکت به سمت خورشید هستند. پس از اینکه آرتیوم از رویای خود بیدار میشود، دسته کوچکی از Nosalis ها به رنجرها حمله می‌کنند. سپس رنجرها به مسیر خود ادامه می دهند، اما درطی آن، بوریس و استفان کشته می‌شوند. بعد از رسیدن به D6، رنجرهای باقی‌مانده شروع به جستجوی بخش فرماندهی موشکی D6 می‌کنند. آنها پس از یافتن محل، در می‌یابند که برای تامین قدرت مورد نیاز برای پرتاب موشک ها، باید راکتور را فعال کنند.

رنجرها به زیرزمینی که محل راکتور است، می‌روند. ولی در آنجا با موجود جهش‌یافته‌ و غول‌پیکری به نام Biomass رو‌به‌رو می‌شوند، آن موجود خود را به راکتور چسبانده و مانع فعال شدن آن شده است. آرتیوم با استفاده از جرثقیل، راکتور را فعال و بایومس را زخمی میکند. میلر و آرتیوم با رسیدن به هدف خود از آنجا دور میشوند، ولی با هم توافق میکنند که بعد از اتمام کار، برگردند و او را کاملا نابود کنند. آن دو سرانجام با سیستم موشکی به سوی برج Ostankino حرکت میکنند.

فصل آخر – برج

داستان کامل بازی Metro 2033
داستان بازی Metro 2033 – نمایی از طلوع افتاب در بالای برج Ostankino

در این مرحله داستان بازی به صحنه آخر Prologue برمیگردد، و معلوم می شود که آرتیوم نمرده و میلر او را از دست آن Demon نجات داده است. سپس آنها راه خود را از میان تعداد زیادی از Watcher ها به سمت برج Ostankino باز میکنند. آنها برای سعود از برج، دچار سختی می شوند، چرا که مسیر اصلی تخریب شده است. در بالای برج، ناگهان یکی از Demon ها به میلر حمله و او را به شدت مجروح میکند. میلر به آرتیوم میگوید که راه را تنها و بدون او ادامه دهد. او هم به ناچار، به تنهایی به مسیر خود ادامه میدهد. او سرانجام به مرتفع‌ترین نقطه برج Ostankino می‌رسد و سیستم هدایت موشکی را نصب می‌کند. پس از این عمل، Dark One ها سعی میکنند تا او را از انجام این کار منع کنند.

داستان بازی Metro 2033 – هزارتوی ذهن آرتیوم

آخرین مرحله بازی در محیطی عجیب و در هزارتو و اعماق ذهن آرتیوم رخ می دهد. مکانی که او باید در آن راه درست را از میان این هزارتو پیدا کند و از Dark One ها دوری کند. چرا که آنها می خواهند مانع آرتیوم شوند و نگذارند که او سیستم هدایت موشکی را فعال کند. در پایان هزارتو، او تصویری از هانتر میبیند. هانتر یک کلت به سمت او پرتاب میکند و به او میگوید: «اگر دشمن است آن را بکش». آرتیوم به سوی Dark One هدف می گیرد و ماشه را میکشد. ناگهان آن نیروی تاریکی بر روی زمین می افتد و او از رویای عمیق خود بیدار میشود و به هوش می آید.

داستان بازی Metro 2033 – پایان بازی مترو ۲۰۳۳

داستان بازی Metro 2033 – صحنه ای از پایان بندی دوم و خوب بازی

بسته به انتخاب های بازیبازان در طول بازی (سطح امتیاز مورال) شاهد دو پایان بندی مختلف برای داستان بازی مترو ۲۰۳۳ هستیم.

پایان اول (پایان اصلی):

در پایان اول یا اصلی، اگر بازیبازان امتیازات مورال کافی کسب نکنند و یا به سیستم هدایت موشک شلیک نکنند، آرتیوم سیستم هدایت موشک را فعال و موشک های پایگاه D6، محل زندگی Dark One ها یعنی Botanical Gardens را به خاکستر تبدیل و نابود میکنند. (داستان بازی Metro: Last Light هم ادامه دهنده همین پایان است).

“یک مرد دانا یک بار گفت: “کسی که جنگ را برای عشق به همنوعان خود رهبری میکند، دشمنان خود را شکست خواهد داد.” من جنگم را برای محافظت از خانواده، دوستانم،و  محافظت از خانه ام، مترو رهبری کردم. ما برنده شده بودیم. اما تا به امروز، من در شگفتم: وقتی Dark One ها را از روی زمین سوزاندیم، آیا چیزی هم از دست داده شد…؟

پایان دوم:

در پایان دوم، اگر بازیبازان امتیازات مورال کافی را کسب کرده باشند و یا به سیستم هدایت موشک شلیک کنند، آرتیوم سیستم هدایت موشک از بالای برج پایین می اندازد. در همین حین، نیروی تاریکی که آرتیوم به او شلیک کرده بود، از جای خود بلند میشود و میگوید: «ما دنبال صلح هستیم». آرتیوم در آن لحظه متوجه میشود که Dark One ها فقط خواستار ارتباط و داشتن روابطی دوستانه با انسان ها بودند.

اچ. جی. ولز (هربرت جورج ولز) یک زمان نوشت: “اگر ما به جنگ ها پایان ندهیم، جنگ ها ما را به پایان خواهند رساند.” و من به نوعی جنگم را متوقف کردم. در آن زمان، نمی‌توانستم بگویم چه چیزی باعث شده بود که از Dark One ها در امان باشم. اما، متوجه شدم که چشم اندازهای عجیبی که در سفر من وجود داشت، تلاش آنها برای رسیدن به ما بود. نمی دانم اولین نفری بودم که با آنها ارتباط برقرار کردم یا نه، اما آخرین نفر هم نخواهم بود. و آینده – آینده ما – مانند یک تونل بی پایان مترو در برابر ما امتداد می یابد.

Dark One ها در واقع چه کسانی هستند؟

نمایی از یک Dark One

نیروهای تاریکی یا Dark One ها، در واقع انسان هایی هستند که به شرایط زندگی در سطح زمین و مواد رادیواکتیوی عادت کرده و فقط تغییر شکل پیدا کردند. آنها کاملا با موجودات جهش یافته که بر اثر سلاح های هسته و رادیواکتیو به وجود آمده بودند فرق داشته اند. اما ساکنین مترو از این موضوع بی خبر بوده و گمان میکرده اند که نیروهای تاریکی همانند دیگر موجودات نظیر Watcher ها و Demon ها، وحشی و خطرناک هستند.


داستان کامل بازی Metro 2033 | سخن پایانی

داستان نسخه اول از سری Metro در اینجا به پایان می‌رسد. البته که این‌ تمام داستان نیست و شما می‌توانید با تجربه DLC های این عنوان از سرگذشت شخصیت های فرعی هم مطلع شوید. البته که هنوز دو نسخه دیگر از سری بازی‌ Metro باقی مانده است، که در قسمت های بعدی این سری مقاله به آنها خواهیم پرداخت. در آخر در مقام یک دوست به شما پیشنهاد می‌کنم، اگر تا به حال عنوان مترو ۲۰۳۳ را تجربه نکرده‌‌ اید، حتما به سراغ آن بروید و خود را از تجربه یکی از عناوین خوش ساخت و با کیفیت نسل هفتم محروم نکنید.


نظر شما در خصوص بازی Metro 2033 چیست؟ آیا تا به حال این عنوان را تجربه کرده اید؟ لطفا نظرات و انتقادات خود را راجب مقاله داستان کامل بازی Metro 2033 و وبسایت ویوکریتیک با ما و دیگر کاربران، در انتهای همین صفحه به اشتراک بگذارید.

محمد جواد برشوئی

Hesitation is Defeat

نوشته های مشابه

‫12 دیدگاه ها

    1. درود. خیلی لطف داری.
      همچنین ممنون ازت بابت مطالعه مقاله و دنبال کردن وبسایت ویوکریتیک:)

    1. سلامت باشی امیر جان. داستان بازی های دیگه رو هم در آینده نزدیک کار میکنم.
      همچنین ممنون ازت بابت مطالعه مقاله و دنبال کردن وبسایت ویوکریتیک:)

    1. خواهش میکنم امیر حسین جان
      همچنین ممنون ازت بابت دنبال کردن وبسایت ویوکریتیک:)

  1. درود
    مقاله بسیار کامل و جامعی پیرامون داستان بازی Metro 2033 بود. تشکر و سپاس فراوان بابت این مقاله عالی:)
    فرانچایز مترو یکی از فرانچایز های مورد علاقه من در صنعت بازی های ویدیویی هست. به صورت کلی، اتمسفر بازی های مترو و البته عناوین مشابه مانند استاکر و … واقعاََ جذاب هستند. بازی کردن و پیشروی در داستان با بک گراند داستانی مترو و البته این اتمسفر فوق العاده بسیار لذت بخش هستش.
    باز هم ممنون ازت محمد جواد عزیز بابت نگارش و انتشار این مقاله و چنین مقالات بسیار خوبی در وبسایت ویوکریتیک:)

    1. خواهش میکنم آقای حیدریان عزیز🌹
      بله، سری مترو یکی از بهترین گرافیک های هنری و اتمسفرها رو داره. طراحی شهر مرده مسکو پس از بمباران اتمی بسیار زیبا انجام شده. به همین خاطر من خودم به شخصه خیلی منتظر عنوان Stalker 2 هستم تا تجربش کنم.
      بازم ممنون بابت نظر لطفتون:)

  2. عالی بود دستتون درد نکنه
    در مورد پایان دوم اطلاعی نداشتم
    اگه میتونید داستان بازی هارو به صورت گسترده تر و توضیحات مفصل تر ویدیو براشون بسازید و تو یوتیوب آپلود کنید بد نیست

    1. درود بر شما دوست عزیز و ممنون بابت دنبال کردن وبسایت ویوکریتیک🌹
      متاسفانه با شرایط فعلی نمیدونیم که در نهایت کی دوباره شرایط اینترنت به وضع عادی برمیگرده اما در صورت بهبود اوضاع، حتما در زمینه ساخت ویدیو راجب مقالات هم فعالیت انجام خواهیم داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا